-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
ﮐﻌﺒﻪ ﯾﮏ ﺯﻣﺰﻡ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋـﺎﻟﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﺸﻢ ﻋﺸّﺎﻕ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻡ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺯﻣــﺰﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻣﻠﮏ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ ﺣﺴﯿّﻨﯿﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﻡ ﺷــﻮﺭ ﻣﺤــﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﻪ ﻣﺤـﺮّﻡ ﻧﻪ ﺻﻔﺮ ﺑﻠﮑـﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭﮤ ﺳﺎﻝ ﮐﻌﺒــﻪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﻏـﻤـﺖ ﺟــﺎﻣــﮥ ﻣـﺎﺗــﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﺗﻮ ﺧـﺪﺍ، ﮔــﺮﯾﻪ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ ﺍﺷــﮏ، ﺍﺭﺛــﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺫﺭّﯾــﮥ ﺁﺩﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﺎﺯﻡ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻫﻤﭽﻮ ﺧــﺪﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻋـﺎﻟــﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﻣﺎﺗﻢ ﺗﻮ ﺑﺴﮑﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﺣﺴﯿﻦ ﺟــﺎﯼ ﺩﺭ ﭼﺸــﻢ ﺭﺳــﻮﻻﻥ ﻣﮑــﺮّﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﺟﮕـﺮﻡ ﺯﺧﻤﯽ ﺁﻥ ﮐﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﺯﺧــﻢ ﺑﺪﻧﺶ ﻫﺮ ﺩﻡ ﺍﺯ ﺯﺧﻢ ﺩﮔﺮ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﻣﺮﺣـﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺗﺶ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻏﻀﺐ ﺭﺍ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﻫﺮﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﺪﮤ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﯾﻢ ﺩﺍﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﻧﻔﺮﻭﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺻﺪ ﺑﺎﻍ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺮ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﯿﻮﻩ ﺯ ﻧﺨﻞ ﺗﺮ «ﻣﯿﺜﻢ» ﺩﺍﺭﺩ
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
آتش عشق تو گر نیست کسی ایمن نیست بی عنایات شما خضر شدن ممکن نیست مؤمن آن است که عشق تو به دل دارد وبس هرکسی نیست گدای در تو مؤمن نیست قدر این اشک و دل سوخته را میـدانـیم شیعه هرگز به امانات شما خـائن نیست تو ضمانت نکنی در شب قبـرم چه کنم؟ بار عصیان مرا جز تو کسی ضامن نیست همه در پــای مصیـبـات شـمـا میـسوزند درحسینیه دگر صحبت اِنس و جن نیست سرِ هـر مــأذنه فــریاد کـشـیـدیـم حسیـن تا بــدانند فقط عشق تو در بــاطن نیست بار یک عمر گنــاه است که باخود دارم "قد اتاک" ای که بغیر تو کسی محسن نیست آبِ دریا، شِنِ صحرا همه گــریان تـوأند ارزش منکر اشک تو به قدر شِن نیست به خدا لحظه ای از زندگی اش خیر ندید هر کسی در سرِ بازار شما ساکن نیست کربلا جای خودش صحن رضا جای خودش لــذتی مثــل نــمــاز حــرم ثــامن نیـست آه اربــاب چــرا اهل حــرم میــلــرزنـد؟ خیـمـۀ ســوخـته بهر حرمت ایمن نیست شکرحق روی سرم سایه سرخ علم است تا قیــامت بزنم نــالـه برای تو کــم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
توسل به سیدالشهدا علیه السلام
باده های ناب معمولا به ســاغــر نیـستند چون که با هر ساغری شاناً برابر نیستند بوی جنّت میدهد هرکس به روضه میرود واقعا بیچــاره آنانکــه مـعـطــر نیـسـتـند روز محشر سخت گـریانند در پیش خدا چشمهایی که میـان روضه ها تر نیستند ارزش این گریه ها محشر مشخص میشود اهل روضه روز محشر کور یا کر نیستند گریه کن های تو اصحاب امــام صادقـند با حساب این روایت کم ز قـنـبـر نیستند من به هرجایی رسیدم از حسینی بودن است بی تــوســل مشکــلات ما میــسّر نیستند هفت شهر عشق را با نوکـری گشتیم ما در خم یک کوچه اند آنانکه نوکر نیستند منکران! گر دلبر ما قبله حاجـات نیست پس چرا مردم دخیل باب دیگـر نیستند؟ داغ تو نگذاشت فکر غصه های خود کنم نوکــرانت تا تو را دارند مضطر نیستند منبر از ارکان اصلی تمام روضه هاست بـاختند آنانکه خیــلی اهل منـبـر نـیـستند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
امام حسین علیه السلام؛ مناجات
تا زنده ایم شــور حسینی شعــار ماست این سبک زنــدگی سند افــتخـار ماست ما انـتخــاب مــادر قــامت خــمیــده ایم فــردا بهشت فـاطمه در انتظــار ماست روضه به روضه پای شما پیـر میشویم مــوی سفید نــوکـریت اعتــبــار مـاست تا روضه هست ثانیه ای گــم نمی شویم هر روز رأس ساعت هیئت قرار ماست طبق بیــان حضــرت صــادق دل شـما در لحظه های روضه و گریه کنار ماست ما جمعــمان فقط به شما جمـع می شـود این جـمع هیــأتــی سبب اقــتــدار ماست جــذب نــگــارخــانــه دنیـا نمی شــویـم دنیــا خودش اسیــر نگــاه نگــار ماست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
ولادت امام حسین علیه السلام
هر کسی در پی گم گـشتۀ ما می گردد دل جدا می رود و دیـده جـدا می گردد بر سر راه چو فطرس به حریم کرمش دل هر جـائی ما در همه جـا می گردد بــر لـب تـشـنـۀ او مـوج زنـد آب بـقـا خضر هم در پی این آب بقـا می گردد ای گـل گـلـشـن این عـالم ایجاد حسین خلق را رحمت تو عـقده گشا می گردد به دعای عرفاتت که چو لب بـاز کنی خار و خاشاک همی دست دعا می گردد ای کریمی که ز سرشاری بحر کرمت پـیـک جـود تو به دنـبال گـدا می گردد دل که برسلطنت کون ومکان راضی نیست به غـبــار سر کوی تو رضا می گردد باده نوشان همه را مژده که از میلادت در میـخـانـه احـسـان تـو وا می گـردد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح امام حسین علیه السلام ( زبانحال )
ای منـتـظـرْ؛ اجـابت من بـر دعـای تو دل بُـرده از تـمـامـی عـالـم صـدای تو من خـالـق تو هستم و تو عـبـد پـاك من تو كشتۀ من هستی و من خـون بهای تو از لحظه ای كه دست ز هستی كشیده ای تو ماه گشته ای و در بغل ماست جای تو هر جا؛جای توست تجلّای حُسن ماست هر دل كه جای ماست بُوَد كـربلای تو گـودال قـتـلـگـاهِ تو بـزم وصال مـاست لبـخـنـد مـاست در دهـن زخـم هـای تـو تو تشنۀ وصال من هستی،فرات چیست؟ دریـاست تـشنه كـام لـب جـان فـزای تـو از چشمه های زخم تو جاری ست خون ما در دست ماست تا صف محشر لوای تو تو فخـر می كنی كه مرا بنـده ای حسین من دارم افـتـخـار كه هـستـم خـدای تو تو در میان خـون؛ مـناجات كن حـسین تـا بـشنـوم دوبـاره صــدای دعــای تـو باشد به یك زیـارت تو صد هـزار حج ای صد هزار مروه؛ صفا در صفای تو توهستِ خویش در ره من دادی ای حسین من نیز هست خویش بـریزم به پای تو بانگ انا الغـریب تو اتـمام حجت است تـو نـیــسـتـی غـریـب مـنـم آشـنـای تو تو بـر فـراز نـیـزه بـبـر نـام من به لب من بر سـریـر عـرش بخـوانم ثـنای تو سـوز تـو را به سـیـنـۀ "میثم" نهـاده ایم گرم است با شـرارۀ شعرش عـزای تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
اى كه به عـشـقت اسير خـيل بنى آدمـند سوخـتگان غمت با غم دل خرّمنـــد هر كه غمت را خريد عِشرت عالم فروخت با خبران غمت بی خبر از عــالمـند در شكن طرّه ات بسته دل عـالمى اسـت وآن همه دل بستگان عقده گشاى همند تاج سر بـــوالبشر خـاك شهيـــدان تست كاين شهدا تـــا ابد فخـــر بنى آدمـند در طلبت اشك ماســت رونق مـرآت دل كاين دُرَرِ با فروغ، پرتو جام جمند چون بجهان خرّمى جزغم روى تونيست باده كشان غمت، مست شراب غمند عقد عزاى تـــو بس سنّت اســلام و بس سلسلـه كائـنات حـلـقه ايـن مـاتـمـنـد گشت چو در كربلا رايت عشــقت بـلنـد خيل ملك در ركوع پيش لوايت خمند خاك سر كـوى تـــو زنـده كنـد مـرده را زانكه شهيدان تو جمله مسيـحا دمند هر دم از اين كشتگان گرطلبى بذل جان در قدمت جان فشان با قدمى محكمند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مصیبت امام حسین علیه السلام
نازم حسين را كه چودرخون خود تپيـد شـيـواتـرين حـمــاسه عـالـم بـيـافـريـد ديدى دقـــيق بايـــد و فكرى دقيـــق تــر تا پى برد به نهضت آن خسرو رشـيد قامت چو زيربار زر و زور خم نكـرد در پيش عـزم وهمّت وى آسمان خميد تا ننگرد مذلّت و خوارى و ظلم و كفـر داغ جوان و مرگ برادر به ديـده ديـد بربسته بود باب فـضيلت به روى خـلق گر قتل او نمی شدى ايـن باب را كليد بــرگـى بـود ز دفـتـر خــونـيـن كـربـلا هرلاله و گلى كه به طَرْفِ چمـن دميد از دامن سـپـيد شـريعت زدود و شُـست با خـون سرخ خويش، سيه كارى يزيد يكسان رخ غلام وپسربوسه داد و گفـت در ديـن مـا سيــه نكـند فـرق بـا سفـيد بُــد تــشـنــــه عـــدالـت و آزادى بــشـر آن العطش كه از دل پر سوز میكشيـد چونان كه گفت خواهر خود را اسير باش آزاد تـا جهـان شود از قـيـدِ هـر پـلـیـد بـانـوى بـانـوان جـهـان آنـكـه روزگـار بعد ازعلى خطابه سرايى چـو وى نديد لطف كلامش از«امِنَ الْعَدْل» بين كه ساخت رسـوا يـزيـد و پرده اهـل سـتـم دريـد خوشبخت ملّتى كه ازاين نهضت بزرگ گردد ز روى معرفـت و عـقل مستفـيد (خوشدل) دريغ ودرد كه مابهره كم بريم زين نهضت مقدّس و زين مكتب مفيـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مصیبت امام حسین علیه السلام
قامتت را چو قـضـا بهر شهـادت آراست با قضا گفت مشيّت كــه قيامت برخاست دشمنت كشت ولى نور توخاموش نگشت آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست نه بـقـا كرد سـتـمگـر نه بجــا مـانـد ستـم ظالم از دست شد و پايــه مظلوم بجاست زنده رازنده نخوانند كه مرگ ازپى اوست بلكه زنده است شهيدى كه حياتش زقفاست دولت آن يافت كه در پاى تو سرداد ولى اين قبا راست نه برقامت هر بى سروپاست تو در اوّل، سر وجان باختى اندر ره عشق تا بدانـنـد خـلايق، كه فـنـا شـرط بقـاست منكسف گشت چو خورشيدِ حقيقت بجمال گر بگـريـنـد ز غـم ديـده ذرّات رواسـت رفت برعرشه نى تا سرت اى عرش خدا كرسى و لوح و قلم بهر عزاى تو بپاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
جاده و اسب مهـیاست، بـیا تـا بـرویـم کـربـلا مـنـتـظر مـاست بـیا تا بـرویم ایـستاده ست به تفـسـیر قـیامـت زینب آن سوی واقـعه پیـداست بیا تا بـرویم خاک، در خون خدا می شکـفـد می بالـد آسمان، غـرق تماشاست بیا تا بـرویـم تیغ، در معرکه می افتد و بر می خیزد رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم از سـراشـیـبی تردیــد اگر بر گـردیـم عرش، زیر قـدم ماست بیا تا برویـم دست عباس، به خونخواهی آب آمده است آتـش معـرکه بـرپـاست بیـا تا بـرویـم زره ازموج بپوشـیم و ردا از طـوفان راه ما، از دل دریاست بیــا تا برویـم کاش، ای کاش! که دنیای عطش می فهمید آب، مهریه زهراست بـــیا تــا برویـم چیـزی از راه نمانده ست چرا برگردیم آخر راه، همین جـاست بیا تـا برویـم فرصتی باشد اگر، بازدر این آمد ورفت تاهمین امشب و فرداسـت بیا تا برویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
منظر دلهـای ماست کرببـلای حـسـین مـرغ دل مـا زنـد پـر به هـوای حـسـین یک نگه کـربلا به بود از صد بهشـت جنت اهل دل است صحن وسرای حسین دیدن باغ بهشـت مـژده به زاهـد دهیـد زاهد و حور و قصور، ما و لقای حسین ملک سلیـمان بود در نـظـرش بی بهــا انـکـه گــدایی کـنـد پــیـش گدای حسین هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زنـد بشنود از قدسـیان بانگ و نـوای حسین چون به عزا خانه اش پا نهی آهسته نه بــال مـلائـک بود فـرش عـزای حـسین خنده کنان می رود روز جزا در بهشت هر که به دنـیـا کنـد گـریـه برای حـسین غم نخورد بعد از این بهر سـرای دگر آن که شکوهی شود نوحه سرای حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
امشب عجیب خوش دلم از بـوی کربـلا دارد حـسین می وزد از سـوی کـربلا بانگ علی دوباره مرا زنده کرده اسـت انگـار زینب اســت سخـنگوی کـربلا زیـباست کـربلا هـمه در چـشم کاروان خون می چکد اگرچه ز گیسوی کربلا آمد و بـی توجه مــا دل شکـسـته رفـت شـرمـنـده ایـم تــا ابـد از روی کربـلا غسلی در اشک کن و بیا جای صبر نیست جاری ست بر غبار زمین، جوی کربلا گویا حـسـینـی شـود امـشب دلم کـه باز دارد حسین می وزد از ســوی کربـلا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
دنــیــا شــنــیــد آهِ نــیــسـتــانـی تـو را بـر نـیـزه دیـد آیـــنـــه گـــردانـی تو را موج نسیم غمزده حـس کرد مـو به مـو بر اوج نــیـــزه عـمـق پـریـشانی تو را سنگی که قلب دخت علی را نشانه رفت آمد شکست حـــرمـت پـیـشـانـی تــو را قومی که سجده بـر بـُت ابـلـیس برده اند انـکــار کـــرده انــد مـسـلمـانـی تــو را آنـان که گوشـشان پر از آواز سکه شـد نـشـنـیـده انــد لهـجــه ی قــرآنـی تــو را بـا ایــنـهـمـه کـسـی نـتـوانـسـت کـم کند یــک ذره از تــجــلـی عـرفــانی تـو را بـعد از طـلوع سـرخ تو ای آفـتاب سبز چـشـمـی نـدیــد مـغـرب پـایــانی تـو را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
نمیدانم تو را در ابـر دیم؟ یا كجا دیـدم به هرجایی كه رو كردم فقط روی تو را دیدم تو را درمثنوی، درنی، تو را درهای و هو، درنی تـو را در بند بـندِ نالههـای بی صـدا دیدم تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی تـو را شكل توسل، مثل ندبه،چون دعا دیدم دوباره لـیـلة الـقدر آمد و شوریـدگیهایم تب شعر و غزل گل كرد و شور نینوا دیدم شب موئیدن شـب آمد و موئـیدن شاعـر شكـستم در خودم از بس كه باران بلا دیدم صدایت كردم و آئیـنهها تابـید در چشمم نـگـاهـم را به دالانِ بهـشـتی تازه وا دیدم نگاهم كردی و باران یکریـزِ غزل آمـد نـگـاهت كردم و رنگین كمانی از خدا دیدم تو را درشمعها، قـندیلها، در عود، در اسپند دلـم را پَـرزنـان در حـلـقۀ پروانـهها دیدم تو را پـیچیده درخون، درحریر ظهرعاشورا تـو را در واژههـای سبز رنگ ربّـنا دیدم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسین علیه السلام
ای شرار غـمت از دايـره خاك حـسيـن شـعلـه انـداخـته در دامـن افـلاك حسين بـرقـی از آتـش داغ تـو نـمـی گـردد کـم انس و جان را بود ار ديده نمناك حسين روز محشر به شفاعت نکنی گر تو نظر باشـد آنروز حساب همگان پـاك حسين چاك چاك است دل عالم و آدم كه تو را بـوريـا شـد كفـنِ پيـكرِ صد چاك حسين حَرَمَت كعبه عشق است و در آن موج زند خون هـفتاد ودو تن عاشق بی باك حسين آه از آن دم كه زدی پای شهادت به ركاب گِرد تو پرده گيان دست به فتراك حسين زان مـيان دخـتر آزاده وزيـنب مَنِـشَـت ناله زد از دل خونين وعطشناك حسين كای پدر گر كه شود باز بگردان ما را بــه جـوارِ حـرمِ سـيــد لــولاك حـسـيـن رفتی و پشت سرت اهل حرم ناله كنان رفـتـي وپـيش رخت لشگرسـفّاك حسين رفـتـی و اهـل حرم بـاز نـديـدند رُخـت تا كه دیدند تو را با تن صد چاك حسين حــاصـل عــمر مؤيـّـد زغــم عـاشـورا دل غـمـنـاك شـد و ديـده نـمـناك حسـين
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
بـوی دود ربـنـایـی سـوخـتــه می وزد در خـیمه هایی سوخته دیده ام در قاب زنجـیری سیاه عـکـس های کـربلایی سوخـته یک نفـر دارد میان کـعـبه اش می نـهـد سنگ بـنـایی سـوخته آه ای دریـای بی احـساس آی آب می خواهد صدایی سـوخته کشتی ایی افتاده درامواج دود در کـنـارش ناخـدایی سـوخته کـاروان شـعـلـه دارد می رود در پی اش دامان و پایی سوخته در پی عـمامـه ای خاکـسترین می رود آل عــبـایـی سـوخـتـه آی جـبــرائـیل بالـت را بـپای هست این غار حرایی سوخته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
اين چـشـمها براي كه تـبخـير مـيشـود؟ اين حـلـقهها براي چه زنجـير ميشـود؟ پـيـراهــن مــحــرم مـــــن را بـيـاوريــد دارد زمـان هـيــأت من ديـر ميشـــــود با روضــه حـسـيـن نـفـس تـازه ميكـنـم وقتي هـوای شهر نـفـس گــيـر ميشـــود مـيآيــم از كـدورت و اشـك عــزای تـو سرچـشمه طـهـارت تـصـويـر مـيشــود من دسـتـمـال گريه خــود را نـشـســتهام چون آب هم به نـام تو تـطهـيـر مـيشود اشك تو تا هميشه جوان ميچـكد حسـين چشم من است اينكه چنين پـيـر ميشــود من تازه تـشـنه ميشـوم و گـريه مـيكنم وقتي زگــريـه چشم همه سير ميشــــود ايـمـان به دست مـعـجــزه غـم بـيـاوريـد پيغمبـری كـه بـاعـث تـكـفـيـر مـيشــود اين قـطـره نـيـست آيـنـه توسـت يا عـلی در اشك ما حـسين تو تـكـثـير ميشـــود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
چشم من محفل اشک و غم و اندوه و عزاست در حسینیۀ دل، هیئت عشق تـو به پـاست مَـحــرَم روضۀ تــو مُـحــرِم بیت الله است تا ابــد پرچـم ســرخ حــرمت قبـله نماست در شکــوه و شرف و مـرتبه و منــزلتـت جز خدایـی به خدا هر چه بگوئیم رواست هـمه ی هـسـتی خــود را بـه میان آوردی بی سبب نیست بهای تو وخون تو خداست «کـشـتـگــان غــم تو زنــدۀ جـاویـدانـند» بی گمان فـانـی عشق تو شدن عین بقاست دل بـریــدن، پـر ِ پرواز حسیـنـیّون است هرکه از خود گذرد درسفرکرب و بلاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
دریا به چشم گریه کنانت چو شبنـم است یعنی که هرچه گریه برایت کنم، کم است شـکـر خـدا کــه با هــمـه نـاقــابـلـیــمـان اشکی برای عـرض ارادت فـراهـم است دیـوار کـعـبـه گـشت سیه پـوش داغ تــو یعنی تمـام سـال خـدا، چون مـحـرم است بـگــذار تا نـفـس بــزنـم در عـــزای تـو این آرزوی هرشب عیسی بن مریم است یک گوشه از تمامی شش گوشه ات حسین دارالشـفــای درد غــریـبــان عــالـم است پـنــدم بـداد پـیــر خـرابــات زیـن سـخـن هرکس که شد به عشق تو دلداد آدم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
ای شهیـد سر جـدا، یا لـیـتـنـا کُـنـّا معک کــشــتـۀ راه خـــدا، یا لیـتـنا کُـنـّـا معک ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کُنـّا معک ای که ازدریای خون تا خیمه گه زینب تو را ناله کرد و زد صدا، یا لیـتـنا کُنـّا معک آب، مهـر فـاطـمه، فرزند او را تشنه لب سر بریــدند از قـفـا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک میهـمـان اهل کوفه بودی و سنـگت زدند در زمین کــربــلا، یـا لیـتـنا کُـنـّا معک مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستـور پیــکـــرت شد توتیا، یا لیـتـنا کُنـّا معک ای سرت مهمان خولی ازچه دیگر ساربان کرده دستت را جـدا، یا لیـتـنا کُنـّا معک می رسد از قتـلگاهت تا قـیامت بر فـلک نــالــۀ واغـربــتـا، یـا لیـتـنا کُـنـّا مـعـک عترتت در یمه بود و خـیمه را آتش زدند از ره جور و جفت، یا لیـتـنا کُـنـّا معک دامن دردانه ات آتـش گـرفت و می دویـد در بیــابــان بـلا، یــا لیـتـنا کُـنـّا مـعـک هم توکعبه هم تو زمزم هم تومروه هم صفا هم تو مشعرهم منی، یا لیـتـنا کُـنـّا معک با دهان تشنه قـرآن خواندی و سنگت زدند بر فــراز نـیـزه هـا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک کیست تا مُحرِم شود مثل تودرمیقات عـشق حّج خــون آرد بـجا، یا لیـتـنا کُـنـّا معک کو سلیمان تا ببیند میکنی در موج خـون دست و انگشتر عطا، یا لیـتـنا کُنا معک هــر کجا یاد تو کردم ای عزیـز فـاطـمه سـوختـم سر تا به پا، یا لیـتـنا کُنـّا معک میکند با اشک خود (میثم) جهنّم را خموش چون بگرید بر شما، یا لیـتـنا کُنـّا معک
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام
غیر ازغم معشوق در عالم خبرى نیست جایی خبرى نیست که ازغم خبرى نیست پروانه پـرش سـوخت ولى آبـرویش شـد ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست دشـمـن نــتـوانـد غـمـت از دل بــزُدایـــد بـین غـم تـو از غـم عـالـم خـبـرى نیست من تــوبـه نـکـردم مـگـر از راه تـوســل بی نـام تـو از تــوبــه آدم خـبـرى نـیست گـفتـنـد درِ خــانه غــیـر تـو شـلوغ است گـفـتـند ولى رفـتـم و دیـدم خـبـرى نیست رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست والله درِ خــانــه ی حــاتــم خــبرى نیست ده مــاه هـمـه منـتـظـر مــاه تـو هـسـتـنـد در سال به جز مــاه محـرم خبـرى نیست عــمـامــه نـدارى و عـــبـا نـیــز نـدارى اى واى که از پیرهـنت هـم خبرى نیست
: امتیاز
|
























